🧡Mademoiselle

- و سبز خواهے شد، با باریکہ کوچکے از نور!🍊🍂

عکاسیام از حرم💚

جمعه ۱۴۰۳/۰۶/۰۲
1:49 AM
دختر بــ✿ــــــــهار....

دلم برا یک قطعه از بهشت تنگ شد :)
همین الان یهویی ک خواستم عکساشو براتون بزارم
حس بدیه بازم میخام برم :))
ینی میشه با دست پر بعد کنکور بیامممم😭💚
بیایید ادامه عکسارو گذاشتم حرف هم زدم :)
کامنت بزارید نظرتونو بگید لطفااا
اپلود عکسا واقن کار حوصله سر بر و سختیه :/
اونم این همه🙂

ادامه نوشته..
برچسب‌ها: عکاسیام

روزِ چهارم سفرِ مشهد💚

چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۳
2:15 AM
دختر بــ✿ــــــــهار....

دیروز ببخشید نتونستم بنویسم و بزارم
دیروز اخری روز از مشهدمون بود
حس و حال خوبی نداشتم ، اصلا دلم نمیخواست برم
اون روز بیشتر از همیشه حرم موندیم
اخرین چای با بغض تو حرم خوردم
اخرین نماز ک نماز صبح بود وسطاش گریم میگرفت
دلم واس همچیش تنگ میشه
واس قهوه دَله ای ک اونجا خوردم
واس ضریح واس فرشای قشنگش واس نماز جماعت
واس همه چیش🥲🌱
نتونستم خدافظی کنم
خوشم نمیاد
گفتم برمیگردم دوباره....
ادمی ک برمیگرده خدافظی نمیکنه ک
بعد کنکور با دست پر برمیگردم🥲❤
دیگ وسایلارو جمع کردیم
سخت بود زیاااد ماشینو اوردیم همرو جا گذاری کردیم
و صبح بعد نماز راه افتادیم🙃❣
و خب....
خدافظ مشهد قشنگم

روزِ سومِ سفر مشهد💚

یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
9:47 PM
دختر بــ✿ــــــــهار....

دیشب تا ۲:۳۰ ک اذان زد و بعدشم تا ۳ بیدار بودم
اصلا خوابم نمیبرد خلاصه دیدم کسی نمیبرتم نماز گرفتم خوابیدم
و ۹ بیدار شدم حس صبحونه خوردن نداشتم
حاضر شدم زدیم بیرون هوا گرررمه گرم
و منِ عاشقِ طالبی بازم اب طالبی خوردم🥲🌱
و بابا بهمون ملحق شد یکم مغازه های دور حرم چرخیدیم
ولی باز نتونستیم سوغاتیارو بخریم
لِوله مغازه های دور حرم خیلی پاینیه و از طرفی ب شدت گرون
انگار از پشت کوه اومدیم مام جایی رو نمیشناختیم :/
بعد باز رفتیم دورتر چرخیدیم
سوغاتی پسرارو خریدیم و دخترم یدونه داریم ک ی نیم ست براش خریدیم
بابا و نلین اومدن خونه مام از فلکه اب تااااا مدرس پیاده رفتیم😂
خیلیههههه ها ببین خیلی 🥲😂
و با ی دختر مشدی برخورد کردیم و ازش پرسیدیم کجا میشه خرید کرد
گفت ماها خودمون میریم فردوسی
مام ماشین سوار شدیم رفتیم فردوسی
ناموسا جای خفنی بود در حد کوروش مال تهران نیکامال کرج
چچلاس اینا .... لباساش همونایی بود ک مد نظرمون بود
اینجا دیگ سوغاتی خانومارو خریدیم
وای ی مجتمع مامانم چرخید واس زنداییم دهنممم صاف شد
پاهام تاول زد چیز خاصیم‌نگرفتیما ولی صاففف شدم😑🥲
اخ چقدر لباسای دخترونش ناز بود با رنگای نودی
واس نازگل ی لباس خریدیم ماه🤤
خودمم یکی خریدم اوفف عکسشو میزارممم حتما
بعدش رفتیم باز من اشترودل خوردممم

وای اونجا حتی هوس خرید سیسمونی هم کردم🥲😂
بقیشو گشتیم و ماشین سوار شدیم اومدیم خونه
شامم ماکارانی خوردم
الانم ۲۱:۴۶ دارم واستون مینویسممم
دوستون دارم بای بای💚🌱
راستی مرسییی بابت کامنتاتون

روزِ دومِ سفر مشهد💚

یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
1:20 AM
دختر بــ✿ــــــــهار....

امروز 8 بیدار شدم صبحونه خوردیم و حاضر شدیم
و رفتیم سمت حرم خیابونا از شب خلوت تر بود‌
رفتیم رواق امام خمینی نشستیم ک بعدش نوبتی بریم زیارت
رفتم زیارت🥲🌱 قلبمممم چقدر قشنگی تو اخه
واس همتون دعا کردمممم همتوناااا
اون وسط یکی یکی اسماتون یادم میومد رو ب ضریح😂
الان ک دقت میکنم اونقدری ک یاد شماها و دوستام بودم فامیل یادم نیومد
نماز زیارت خوندم ب نیابت از همه دوستان و کسایی ک التماس دعا گفتن
پیتزا . نازنین . اوا . پسر خالم . پویا . مخصوصا ویفر موزی.....
اولش میخواستم تک تک بخونم مامانم گفت میتونی یدونه عم بخونی😂
یاسین هم خوندم و یکم الرحمان ....
واس خودمم نماز زیارت خوندم بعدشم جماعت :)))
ارامگاه رئیسی هم نزدیک خود ضریح بود
ک عکسشو گذاشته بودن اصن
خوش ب سعادتش خیلی نزدیک بود🥲🌱
بعدش باز اومدیم رواق نشستیم و بعدشم رفتیم سمت باب الجواد
حدس بزنییید چی خوردمممم ؟؟؟!!!!
بلهههه اشترودل رضوی با لیموناد😍😍😂❤ّ
بعدشم درومدیم و اومدیم سمت خونه ....
الانم 15:00 رو تخت در حال استراحتم تا بعدش باز بریم بیرون🙃
ی یکی دوساعتی خوابیدم و دم اذان بیدار شدم
رفتیم بیرون ی گشتی زدیم
اب طالبی و تخم شربتی یخخخ خوردیم🤤
و پیش ب سوی حرم
وای رفتیم چایخانه عالیییی بود چقدر حس و حالشون قشنگ بود
عاشقشون شدم :))) باهم مداحی میخوندن
همچی تمیییز کلی باهاش عکس گرفتم😍🌱
بعدش نماز و رفتم باز زیارت
بگووو کی واس محرم امشب اومد مداحی؟
حاج میثم مطیعی😎

امروز ۲۵ رکعت نماز خوندم :////
و بعدش حیاطارو صحن هارو ی دور قمری زدیم
و پنجره فولاد و بعدشم درومدیم بیرون
و رفتیم رستوران شامو بوخریم قیمه خوردیم😐😂
از مرغ و جوجه خسته شودممم
بعدش باز درومدیم بیرون چرخیدیم

و الانم ساعت 01:16 دارم واستون کامل میکنم

پ.ن: ویرایش 02:22 نمد حرص اینو بوخورم ک کلاس زیستم ساعت ۱۵ تا ۱۹ و زبانمم بعدش ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰ یا اینکه ۸ دقه دیگ اذانه و من بیدارم ولی چون کسی نیست منو ببره حرم باید بشینم خونههه :///

روزِ اولِ سفر مشهد💚

شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۹
1:19 AM
دختر بــ✿ــــــــهار....


4 بیدار شدیم حاضر شدیم و راه افتادیم
ینی این نلین و نازگل پدر منو تو ماشین دراوردن
اصلا نزاشتن یکم بخابم میگن نشسته بخواب😐

7:45رسیدیم شهر سرخه استان سمنان
نگهداشتیم بابا بره خامه بگیره صبحونه بوخوریم
و یکم استراحت کنیم ، میریم بشینیم پارک ملتشون

8:25صبحونه خوردیم وسال جمع کردیم و الان اماده حرکتیم :)
وای یهو دیدیم حصیرمون جا مونده رو زمین و داریم میریم
عاشقیم عاشقققق😭😂😂😂

10:40 رسیدیم دامغان ینی تا اینجا خواب بودم ، خوبم چسبید😂
اینجا مرکز پسته هست و ماهم یکم گرفتیم
یادمه یسری ک چند سال پیش اومده بودیم
زمانی بود ک پسته هاشون تازه بود و واقعاااا خوشمزه بود🤤

11:39 رسیدیم شاهرود و اومدیم رستوران ناهار بوخوریم
زرشک پلو با مرغ جاتون 🌱

16:39 رسیدیم جایگاه CNG
وای تا الان 1 ملیون جریمه شدیم اونم بخاطر یوزپلنگ ایرانی
چرا ؟! چون باید سرعتمون 90 تا میبود و بابای من 120 تا میرفت😭😂
اخ هوا انقدر داغغغ و گررررررمهههه

20:39 الان نیشابوریم و امدیم بچرخیم
چقدر اینجا همچی ارزونه😑😂
کتونیامو ک واس مهر 1 ملیون خریدم اینجا 700 تومن بود :///
من و نازگلم فوری اولین خریدمونو کردیم ، کتونییی😂
نلین هم ی کلاه ساحلی گرفت


21 سر قبر کمال الملکم😂
چقدر پارک قشنگ و باحالیه و بزرگ
مثلا اومدن شعرای شعرا رو با این ریسه برقیا درست کردن
یا چیزایی ک ساختن و بلد بودن مثل گاهشماه خورشیدی خیام
و اشعار و علم هایی ک داشته تو مسیر رسیدن ب ارامگاهش
بعد از اونجا هم راه اوفتادیم سمت مشهد
امشب خونرو تحویل نمیدن چون جمعست
مام اومدیم ی جای دیگ امشبو بمونیم تا واس فردا خونه رو تحویل بگیریم
پسر چقدر شلوغههههههه
دیگ ماشین بابا اورد وسایل خالی کردیم و اونم رفت ی پارکینگ پیدا کنه
منم تو این فاصله ک بابا بیاد رفتم دوتا ساندویچ خریدم و با نازگل خوردیم

01:17 دارم واس شما مینویسم
روز خوب و باحالی بود
دارمتون دوست❤


قبل از سفر به مشهد💚🌱

جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۰۸
12:3 AM
دختر بــ✿ــــــــهار....

ساعت ۲۳:۲۵ دقیقست نمیدونم چرا دلشوره دارم
امروز ۴ ساعت درس خوندم یکم گوارش و موازنه واکنش و استو شیمی خوب بود
ساکمو جمع کردم دو دست لباس واس مشهد
دو دست شمال و مسیر و راحتی و چادر
و همینطور وسایل دیگ ...
گوشی و هنرفری ک از واجباته ی پلی لیست اماده کردم واسه مسیر
قهوه مو نمیتونستم ببرم ولی کاپوچینو برداشتم
و غم انگیز ترین قسمت سفر اونجاست ک دیگ پیج روبیکام نی
مث این بلاگرا هر ثانیه عکس بگیرم و استوری کنم یادگاری بمونه :)🙂💔
هرچند هزار کیلومتره مسیر و ب احتمال زیاد خوابم😔😂
حمومم رفتم و الان دراز کشیدم رو کاناپه و دارم واستون مینویسم
مثل سفر اصفهانم میخام واستون سفر نامه بنویسم
ولی ناموسا همایت کنید ک یکم انرژی واسه نوشتن و اپلود عکسا بگیرم❤️
پس این میشه " اولین روز مسافرت مشهد "
کامنتاتونم شده ۸۰ تا و وقت نکردم تایید کنم اینام بیاد روش چِ شَوَد😂
اخرین باری ک رفتم مشهد تابستون ۴۰۱ ورودی دهم بودم
الانم تابستون ۴۰۳ ورودی دوازدهمم
ینی میشه تابستون ۴۰۵ ک پاییزش میشه سال دومه دانشگاهم بازم برم مشهد ؟!
چ کیفی میده اونموقع😍😂
اخرین بار ک رفتم گوشیمو تو حرم زدن این بدترین خاطره ای بود ک داشتم
امیدوارم امام رضا خودش یجوری از دلم در بیاره
راستش اونموقع یادمه گریه میکردم میگفتم پامو دیگ مشهد نمیزارم💔
ولی دلم تنگ شد.....
اخ چقدر دلم غذای حرم میخاد
اشترودل رضویای دم باب الجواد
چای چایخانه :)))
بوی بهشت گنبد طلا 🤤🕊
یخ در بهشت های نزدیک باب الرضا

تولدت مبارک ضامن اهو :)

چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۰
2:18 PM
دختر بــ✿ــــــــهار....


•‌توڪـه‌سلطانـی‌و از‌،سلطنتت‌ڪم‌نشود
-گوشه‌چشمےاز‌آن‌ "شاه‌گدا‌مےخواهــــد"

#یا_امام_رضا_تولدت_مبارک❤️

امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

#روزشمار تولد
    فروردین2 ~ قدیمیم
    فروردین16 ~ ستاره
    خرداد26 ~ بهار
    مرداد5 ~ پسرخالم
    مرداد25 ~ مهدیه
    5 مهر ~Astronaut
    مهر23~ عاباس
    ابان7 ~امیر
    ابان26 ~ رقیه
    دی3 ~ نرگس
    دی23 ~ صبا
    دی 30 ~ میم
    بهمن1 ~ ماه نقره ای
    بهمن22 ~ پیتزا
    بهمن26 ~ فاطمه پزشکی
    اسفند 7~ حنا
    اسفند27 ~ آوا

کد بارشی قلب

کد بارشی ستاره

کد بارشی برف

© 🧡Mademoiselle