اهم :)
این کامنت رو هم خیلی دوسش داشتم
ولی باز هم چون خصوصی بود نمیتونستم تایید کنم و دلمم نمیومد پاک کنم :)
تو " این پستم " تگشون کرده بودم !
و ایشونم برام این کامنت قشنگ گزاشت....
وای نگین گریه ام گرفت
خیلی دختر
خیلی...
گفتم چرا پس منو ننوشته میگه بخون؟ از سر علاقه اول زدم رو اون مامان داره ....
خیلی گریه ام گرفت و هیجانی شدم . چقدر دوستت دارم .
خوشحالم که اون روز از نگین* نوشتم که تو خواب بیدار شد
یهو بلیزو زد بالا شکمو چسبوند به کف زمین 😂
تو خوندی و خوشت اومد و دیدم تو هم نگینی😍😍😍
نگینا همشون چسبیدن به قلبم
من هم میتونم خاله باشم برات هم آبجی
هرکاری داشتی روم حساب کن عزیز دلم
* خب منظورشون از نگین خواهرزادشون
ک یکبار درباره خواهر زادشون پست گذاشته بودن
و من عاشق این پستشون شده بودم :))
و اشنایی ما از اون پست شروع شد ! " اون پست "