خیابون گردی
امروز از مدرسه اومدم ناهار قیمه داشتیم
لباسامو دراوردم و نشستم سریع خوردم
نوبت دکتر داشتم قرار شد زنداییم اینام بیان باهم بریم
ی دوریم بزنیم
خلاصه اومدن دنبالمون و رفتیم
من و مامانم رفتیم دکتر اونا هم رفتن خیابون گردی تا ما از دکتر بیاییم
و ب هم ملحق شیم و باهم بگردیم
رفتم دکتر و کلییییییی داروووووووو و درومدیم و یجا قرار گداشتیم همو پیدا کنیم
خیلی خوب بود و خوش گذشت ولی طاها پسر داییم خیلی شیطونه
همش رو اعصابم بود
یکم گذشت و گفتیم دور هم ی باقالی بزنیم
جاتون خالی کلییییی چسبید :)
یکم رفتیم جلو تر طاها گیر داد پفیلا میخام
زنداییمم براش خرید گفت بشین بخور تا ما این مغازرو ببینیم
منم نشستم پیشش تا اونام اومدن و باهم رفتیم سمت پارکینگ
ماشینو برداشتیم و گفتیم بریم شام بوخوریم
اونا ژامبود مرغ و قارچ خوردن من و طاها هم برگر مخصوص
خیلیم خوشمزه بود
شام و خوردیم و راه اوفتادیم
مسیر برگشتم با اهنگ ترکوندیمممممم گوشام زنگ میزن دیگ اخراش
فقط تو کف طاهام ک رانی خورد پیراشکی خورد باقالی و بیسکوییت و برگرهم خورد
ولی چیزی دفع نکرد :|