روزمرگی :)
امروز حالم خیلی بهتره البته خوبه خوب نشدم :)
صبح بیدار شدم قصدم این بود مدرسه نرم
ولی گفتم بزا برم چون زیست و ریاضی داریم فوقش امتحان شیمی رو نمیدم
رفتم و با معاون صبحت کنم میگ نمیشه یا باید بدی یا نمیتونی نمیومدی زنگ بزن بیان ببرنت
میگمممم من بخاطر ریاضی و زیستم نمیتونستم غیبت کنم ک اومدم
مامانمم نمیزاره ک مدرسه نیامممم
عصبانی هم بودم در حد چییییییی
معلم ریاضیمون میخنده میگ زورت ب مامانت نمیرسه ولی ب ی مدرسه میرسه
خب اخه حرف زور میزننن میگن باید امتحان بدی نمیشه ک ندی , چرا نمیشه دقیقا؟؟
چرا منی ک نخوندم باید امتحان بدم؟؟؟؟
وقتی امادگیش ندارم الکی برگرو سفید بدم ک معدلم بیاد پایین ؟ :|
داشت دعوا میشد :))))))))
من وقتی میگم نمیدم یا نمیخام یا شرایطش ندارم دیگ براچی رو حرف من حرف میزنن؟
حتما ی بدبختی دارم ک میگم نمیدم
دیگ دو روز وقت داشتیم بخونیم
روز اول ک رفتم زیر سرم و خوابیدم تا خوب شم اصلا توانایی بیدار موندن نداشتم انقدر حالم بد بود
روز دوم هم ک از شت دل درد و کمر درد و مریضی نتونستم درس بخونم
حالا امروزو زود تعطیل شدیم غروبم زبان دارم اصلااا حوصلش ندارم :|
خدایا کمکم کن خستم